108 هفتاد ذراع از پيغمبر (ص) ، به املاى آن حضرت و دستخط على عليه السلام كه تمام حلال و حرام و همۀ نيازهاى مردم، حتى جريمۀ خراش در آن موجود است». سپس با دست بر [شانۀ] من زد و فرمود: «به من اجازه مىدهى اى ابا محمد؟» عرض كردم: «جانم به قربانت، من از آنِ شمايم، هرچه خواهى بنما». آنگاه با دست مبارك مرا نيشگون گرفت و فرمود: «حتى جريمۀ اين نيشگون در جامعه هست» و حضرت خشمگين به نظر مىرسيد. من عرض كردم: «به خدا كه علم كامل همين است». فرمود: «اين علم است، ولى باز هم كامل نيست». آنگاه لحظاتى سكوت كرد. سپس فرمود: «همانا جفر نزد ماست و مردم چه مىدانند كه جفر چيست؟» [عرض كردم: «جفر چيست؟»] فرمود: «مخزنى است از چرم كه علم انبيا و اوصيا و علم دانشمندان و علماى گذشتۀ بنىاسرائيل در آن است». عرض كردم: «همانا علم كامل همين است». فرمود: «اين علم است، ولى علم كامل نيست». باز لحظاتى سكوت كرد. سپس فرمود: «همانا مصحف فاطمه عليها السلام نزد ماست و مردم چه مىدانند كه مصحف فاطمه عليها السلام چيست؟» عرض كردم: «مصحف فاطمه عليها السلام چيست؟» فرمود: «مصحفى است سه برابر قرآنى كه در دست شماست. به خدا، حتى يك حرف قرآن هم در آن نيست». عرض كردم: «به خدا علم همين است». فرمود: «اين علم است، ولى علم كامل نيست». آنگاه لحظاتى حضرت سكوت كرد. سپس فرمود: «علم گذشته و آينده تا روز قيامت نزد ماست».
جزايرى از اين حديث، نتيجههاى شگفتانگيزى گرفته است 1 و مىگويد: «نتيجۀ اول : نتيجۀ حقيقى اين اعتقاد باطل، بىنيازى از كتاب خداى متعال است و اين كُفرى