43على(عليه السلام) گفت: «گوارا باد تو را اى پسر ابىطالب! مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن شدى». 1
شعر شعرا، نشانى ديگر از فهم جانشينى
پس از آن هم نه تنها حاضران در غدير، بلكه تمام مردم اين واقعه بزرگ را به ياد داشتند. شاعران بسيارى همچون «حسانبنثابت» و ديگر شعرا درباره امامت و جانشينى اميرمؤمنان(عليه السلام) شعرها سرودند:
يناديهم يوم الغدير نبيّهم
بخمّ، فأسمع بالرسول مناديا
يقول فمن مولاكم و وليّكم
فقالوا ولم يبدوا هناك التعاميا
الهك مولانا و انت ولينا
ولا تجدن فى الخلق للأمر عاصيا
فقال له قم ياعلى فانّنى
رضيتك من بعدى اماما و هاديا
فمن كنت مولاه، فهذا وليّه
فكونوا له انصار صدق مواليا
هناك دعا اللهم وال وليّه
وكن للذى عادا عليّا معاديا 2
در روز غدير پيامبرشان به بانگ بلند ندايشان داد، غديرى كه در سرزمينى خم قرار داشت، بشنو به نداى پيامبر(صلى الله عليه و آله) كه فرمود: چه كسى سرپرست و ولى شماست؟ آنان بدون پرده پوشى و درنگ گفتند: معبود تو مولاى ما و خود تو ولى ما هستى و تو ميان آنان كسى نمىيابى كه