38اهل تسنن نيز اين سخنان را بهطور جداگانه آوردهاند كه در اينجا تنها به چند نمونه از آنها بسنده مىكنيم:
از «براءبنعازب» نقل شده است كه گفت:
ما با رسولخدا [(صلى الله عليه و آله)] در سفر بوديم. به غدير خم رسيديم. ندا داده شد براى نماز، و زير درختان را براى رسولخدا رفت و روب كردند. نماز ظهر را خواندند و دست على[(عليه السلام)] را گرفتند و فرمودند: «آيا نمىدانيد كه من بر مؤمنان از خودشان سزاوارترم؟» مردم گفتند: «آرى». فرمودند: «آيا نمىدانيد كه همانا من از هر مؤمن بر خودش سزاوارترم؟» مردم گفتند: «آرى». پس دست على را گرفت و فرمود: «هركس من مولاى او هستم، پس على هم مولاى اوست. خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنانش را دشمن باش». [براء بن عازب] گفت: «بعد از اين عمر جلو آمد و [به على(عليه السلام)] گفت: گوارا باد بر تو اى پسر ابىطالب! تو مولاى هر زن و مرد مؤمن شدهاى». 1
همچنين پيامبر فرمود: «براى هر نبى، وصى و وارثى است و همانا على، وصى و وارث من است». 2 همچنين پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) به حضرت زهرا(عليها السلام)فرمود:
اى فاطمه! همانا كرامت [خاص] خداوند عزوجل به تو اين است كه تو را به اولين اسلامآورندگان و داناترين و بردبارترين تزويج كرد.