112آنها به درجه آگاهى حق نسبت به اسما و صفاتش نزديك مىشود و برخى چنان اندك است كه عملاً به درجه حماقت و جهل نزول مىكنند. در نتيجه، از آنجا كه تنها در بالاترين درجه وضوح و شفافيت است كه روان آدمى مىتواند نقش آينه را ايفا كند، مطلوبترين حالت انسان كامل، طمأنينه و آرامش روحى با عمقى بىپايان است. ازاينرو، او انسانى آرام و تسليم و راضى است و پيوسته خود و چيزهاى ديگر را به خدا مىسپارد. انسان كامل، كسى است كه با داشتن نيروى عظيم روحى و عالىترين معرفت از هستى در درون خود، تلقى اقيانوسى آرام و عميقى را پديد مىآورد؛ زيرا كاملترين صورت از انسان كامل در هستى است، آن هم در شكلى فردى كه همه اسما و صفات حق را در خود جمع و تحقق يافته دارد. 1
اين بيان «ايزوتسو»، برداشت او از نظريه انسان كامل ابن عربى است. بيان روشنتر آن، اين است كه ولى، از اسماى خداست و اسم خدا هميشه مظهر مىخواهد. انسانى كه مظهر اسم ولى است، مىتواند بر بيرون از خود ولايت داشته باشد. پس انسان كامل، ولىالله و مظهر كاملترين اسم شريف «ولى» است. از آنجا كه او صاحب ولايت كليه است، مىتواند به اذن الله در ماده كائنات تصرف كند. صدور معجزات و كرامات از انبياو ائمه(عليهمالسلام) كه اولياى حقاند بهواسطه آن است كه مظهر ولىالله هستند.
منشأ ولايت «ولىالله» صمديت است. پس هنگامى انسان مظهر تام صمد مىشود كه قلب او از معرفت و اخلاص لبريز شود. صمد، ذاتى است كه اجوف و تو خالى نيست، بلكه درونش پر است. انسانهايى كه مظهر اسم