111
يا عمر! دعهنّ، فانّ العين دامعة، والنفس مصابة والعهد قريب. 1
اى عمر! آنان را رها كن، زيرا چشم اشكبار ونفس مصيبتديده و عهد نزديك است.
11. گريه حضرت على(ع) در سوگ حضرت زهرا عليها السلام
ابن صبّاغ مالكى از جعفر بن محمّد عليهما السلام نقل مىكند كه فرمود: «چون فاطمه عليها السلام رحلت نمود، على(ع) هر روز به زيارت او مىآمد. حضرت صادق(ع) فرمود: على(ع) روزى آمد وخود را بر روى قبر حضرت زهرا عليها السلام افكند وگريست واين اشعار را انشاء نمود:
ما لي مررت علي القبور مسلّماً
مرا چه شده كه بر قبور گذر مىكنم وبر قبر دوست وحبيبم سلام
مىدهم ولى جوابم را نمىدهد.
اى قبر! تو را چه شده كه جواب ندا دهنده را نمىدهى؟ آيا بعد من از معاشرت با دوستان ملول وخسته شدهاى؟
12. گريه حضرت اميرالمؤمنين(ع) در سوگ عمار
ابن قتيبه مىگويد: «چون عمار به قتل رسيد، حضرت على(ع) به عُدَى فرمود:
« يا عُدَي! قتل عمار بن ياسر؟ » ؛ «اى عدى! آيا عمار بن ياسر كشته شد؟» عدى عرض كرد: «آرى». آنگاه حضرت گريست وفرمود: