1011. ابن ابى الحديد از مدائنى نقل مىكند:
لما توفي علي (ع) خرج عبدالله بن العباس بن عبدالمطلب إلي الناس فقال: انّ اميرالمؤمنين(ع) توفّي وقد ترك خلفاً، فان احببتم خرج اليكم وان كرهتم فلا أحد علي أحد. فبكي الناس وقالوا: بل يخرج الينا. فخرج الحسن(ع) فخطبهم فقال:... وكان خرج اليهم وعليه ثياب سود... 1
چون على(ع) وفات يافت، عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد وگفت: همانا اميرالمؤمنين(ع) وفات يافت، او كسى را به عنوان جانشين خود قرار داده است، اگر دوست داريد نزد شما مىآيد واگر كراهت داريد كسى بر ديگرى اصرارى ندارد؟ مردم گريستند وگفتند: بلكه به سوى ما بيايد. حسن(ع) در حالى كه لباس مشكى به تن داشت نزد آنان آمد وخطبهاى ايراد كرد. پس فرمود: ... و خارج شد به سوى ايشان و حال آنكه بر او لباسى سياه بود.
2. ابىمخنف روايت كرده كه نعمان بن بشير خبر شهادت امامحسين(ع) را به اهل مدينه ابلاغ نمود... در مدينه زنى نبود جز آنكه از پشت پرده بيرون آمد ولباس مشكى پوشيده، مشغول عزادارى شد. 2
3. عمادالدين ادريس قرشى از ابىنعيم اصفهانى به سندش از امّسلمه نقل كرده كه: