81كه فرشتگان با اذن خدا اين عمل را انجام مىدهند، نه اينكه كار بين فرشتگان و خداوند تقسيم شده باشد.
وهابيان بدون توجه به مأذون بودن انبياى الهى، هرگونه توجه و توسل به پيامبر الهى را مردود، و آن را شرك در ربوبيت مىدانند. وهابيان به نيت افراد كار ندارند و به رواياتى همچون
« انما الاعمال بالنيات » 1 كه ملاك در عمل را قصد و نيت افراد مىدانند، توجهى نمىكنند و مىگويند بايد از مشابهت با مشركان پرهيز كرد؛ هرچند عمل آنان مقصود نباشد. بنابراين وهابيان بدون توجه به نيت ديگران، آنان را متهم به شرك مىكنند؛ زيرا مىگويند آنان از انبيا و اوليا طلب كمك مىكنند و اين به معناى پرستش آنان است.
برداشت غلط وهابيان در مسئله عبوديت خداوند اين است كه عبادت را فقط به معناى لغوى آن مىفهمند. آنان عبادت را در لغت به « نهاية الخضوع و الخشوع » 2 تعريف مىكنند؛ يعنى خضوع و خشوع كامل مقابل ديگرى. هرچند اين تعريف از نظر لغوى درست است، اما در اصطلاح چنين نيست. اگر اين معنا درست باشد، بايد تمام مردم مشرك باشند؛ زيرا همه مقابل استاد، رييس، پدر، مادر، همسر و... نهايت خضوع را دارند. حتى خداوند نيز مىفرمايد: «و پر و بال تواضع خويش را از روى محبت و لطف برابر آنان فرود آر». 3 پس خود قرآن امر به شرك كرده است.