176بودهاست و ديگر دليلى ندارد تا يزيد را خليفه مسلمانان، و خروج عليه وى را حرام بدانيم.
همچنين شيخ صالح درويش درباره علىبن ابىطالب(عليه السلام) در همين كتاب نقل مىكند كه «شيخ الاسلام» 1 نظرش اين بود كه دشنام و لعن «على» سركشى بزرگى بود و به كسانى كه مرتكب آن شدند، گروه باغى گفته شد. 2
آنان اظهار مىكنند كه ما با دشمنان على(عليه السلام)، دشمنيم و جنگ معاويه با على(عليه السلام) را با استناد به صحيح مسلم و بخارى، جنگ اهل بغى با على(عليه السلام) مىدانيم. براساس حديث پيامبر(صلى الله عليه و آله) كه فرمود: «اى عمار! تو را گروه باغى مىكشند»، مىگويند كه اين حديث، جنگكنندگان با على(عليه السلام) را به جهنم دعوت مىكند. 3پس بايد در مسئله عدالت مطلق صحابه تجديد نظر شود؛ زيرا آنان در جنگ جمل با على(عليه السلام) جنگيدند. در نتيجه بايد كشتهشدگان و سران فتنه همگى در آتش باشند.
ابنتيميه و انكار فضائل اهل بيت(ع)
از مبانى فكرى «ابنتيميه»، انكار فضايل مسلّم اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) است. او در كتاب «منهاجالسنة» كه به قول علامه امينى بايد آن را «منهاج البدعة» ناميد، مىنويسد:
نزول آيه شريفه إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ... (مائده: 55) در حق على(عليه السلام) به اتفاق اهل علم، دروغ است. بعضى از