134مىداند كه شايستگى الگو بودن و رهبرى جامعه را دارند. بنابراين از آنجايى كه قرآن كتاب هدايت استو هدف آيات الهى، نشان دادن راه بندگى و كمال انسانهاست، اگر نام پيامبرى را مىبردو به زندگى و فضايل او اشاره مىكند، هدفى جز بيان هدايتگرى آن پيامبر ندارد. قرآن افزون بر عصمت، امور ديگرى را نيز براى انبيا مطرح كرده است كه در ادامه بحث به آنها مىپردازيم:
علم غيب
از ويژگىهاى انبياى الهى در قرآن كريم، داشتن علوم الهى است. آنان علم غيب مطلق را ندارند؛ زيرا ويژه خداست ولى خداوند از علم غيب خويش به آنان هم مىبخشد. در آيات 26 و 27 سوره جن مىفرمايد: «داناى غيب اوست و هيچكس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد، مگر پيامبرانى كه [آنان را برگزيده و] از آنها راضى است».
از نظر عقلى نيز بايد يكى از صفات و ويژگىهاى پيامبران، آگاهى بالاى آنان باشد؛ بهطورى كه پاسخگوى نيازهاى مردم زمان خويش باشند. اگر علم پيامبر از ديگران كمتر باشد، پيروى مردم از او بيهوده خواهد بود. همچنين به دستآوردن آگاهى مطلقى كه همه نيازهاى بشرى را در برگيرد، از توان بشر و از طريق معمول خارج است. بنابراين يك عنايت الهى همچون علم غيب را مىطلبد.
امام صادق(عليه السلام) فرمود: «آيا تو فكر مىكنى ممكن است خداوند سرپرستى براى بندگان خود بگمارد و خليفهاى براى آنها قرار دهد و چيزى از امور و اسرار آنان بر وى پنهان باشد».