95
عدم جواز مسح بر روى كفش
او گفته است: «رافضيان همانند يهود، مسح بر كفش را جايز نمىدانند».
روشن است كه بسيارى از بدعتها را حتى يهود هم نمىشناسد. بلكه برخى از مسلمانان، اساس آن بدعت را به وجود آوردهاند؛ مانند مسح بر چكمه يا نماز تراويح و غير اينها. در واقع اگر كسى به جواز اين امور معتقد نباشد، او شبيه يهود نيست؛ زيرا شباهت، در امور وجودى و افعال است، نه در امور عدمى؛ زيرا امور عدمى بسيار زياد و از شماره بيروناند.
كسى كه مسح بر كفش را به جاى مسح بر پوست پا در وضو جايز مىداند، او بايد دليل اقامه كند؛ زيرا اين كار خلاف صريح آيه قرآن است كه مىفرمايد:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاٰةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرٰافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ (مائده: 6)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه براى نماز برمىخيزيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد و سر و پاها را تا برآمدگى روى پا مسح كنيد.
از اين گذشته، برخى از صحابه مانند ابن عباس، مسح بر خُفين را جايز نمىدانند. كاشانى در بدائع الصنائع مىنويسد: