76طُهرى غير از طُهر مواقعه طلاق دهد». 1
ابن قدامه نيز در مغنى نوشته است:
طلاق سنت، يعنى طلاقى كه موافق امر خدا و رسول است و در آيه شريفه و اين دو خبر مذكور آمده كه طلاق دادن زن در طُهرى است كه با او در آن پاكى، نزديكى نكرده باشد. پس از طلاق دادن نيز زن را به حال خود رها كند تا عدّهاش به سر آيد. چنين طلاقى بدون اينكه اختلافى بين علما باشد، مطابق با سنت و طلاق عدّى به شمار مىآيد. ابن عبدالبر و ابنمنذر نيز بر اين عقيدهاند.
عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عباس در تفسير آيه: فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ مىگويند: «منظور طلاقى است كه در طهرى واقع شود كه در آن با زن نزديكى نكرده باشد».
اگر كسى زنش را طلاق بدعتى داد، به اينكه در حال حيض يا در طُهرى كه با او نزديكى كرده طلاقش بدهد، هرچند گناهكار است، ولى به اتفاق علماى اهلسنت چنين طلاقى واقع مىشود. ابن منذر و ابن عبدالبر گفتهاند: «فقط اهل بدعت و گروههاى گمراه با صحت اينگونه طلاق مخالفاند. اين مخالفت را ابونصر از ابن عليه و هشام بن حكم نقل كرده است. شيعيان معتقدند اين طلاق واقع نمىشود، زيرا خداوند به آن قبل از عدّه امر كرده است و اگر كسى در غير عدّه، طلاق دهد، واقع نمىشود؛ مانند وكيلى كه به او دستور داده شود در زمان معينى طلاق را اجرا كند، حال اگر در زمان ديگرى اجرا كرد آن طلاق واقع نمىشود». 2