72شيخ يوسف بحرانى در كتاب حدائق الشيعه مىنويسد:
غش خفى، مانند مخلوط كردن آب با شير، بدون هيچ اختلافى بين علماى شيعه حرام است. علامه حلى در كتاب المنتهى بر اين مطلب ادعاى عدم خلاف كرده است. اما اگر كالاى خود را با چيزى كه مخفى نيست مخلوط كند، مانند اينكه همراه گندم، خاك باشد يا گندم متوسط را با گندم اعلا مخلوط كند، ظاهر فتواى اصحاب، عدم حرمت است؛ هرچند كار مكروهى انجام داده است؛ زيرا عيب كالا براى مشترى آشكار است و اگر به چنين معاملهاى اقدام كند، معلوم است كه به آن رضايت داشته است. شايد علت كراهتش اين باشد كه به هرحال، يك نوع تدليس از اين فروشنده سر زده است و چه بسا مشترى، به مخلوط بودن آن التفاتى پيدا نكند؛ به ويژه اگر مقدار جنس متوسط به اندازهاى باشد كه جلب توجه نكند.
روايت هشام بن سالم كه صحيح، يا به واسطه ابراهيم بن هاشم، «حسن» تلقى مىشود، بر حرمت داشتن غش به شىء مخفى دلالت دارد كه از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده است: «كسى كه با ما غش كند، از ما نيست». با همين سند از آن امام نقل مىكند: «پيامبر(صلى الله عليه و آله ) به مردى كه خرما مىفروخت، فرمود: فلانى! آيا نمىدانى كسى كه به مسلمانان غش كند، از آنها نيست». اين دو روايت را شيخ طوسى هم نقل كرده است.
هشام بن حكم در روايتى صحيح السند نقل مىكند كه من در سايه، به فروختن لباس شاپورى مشغول بودم كه امام موسى كاظم(عليه السلام) سواره از مقابلم رد شد و فرمود: «اى هشام! فروختن اين پارچه در سايه، غش است و غش، كار حلالى نيست».
صاحب حدائق در ادامه مىگويد: «شاپورى، پارچهاى بسيار ظريف و نازك بوده است. اين روايت بر حرمت فروختن اين پارچه در سايه دلالت