118اسماعيل بخارى، مؤلف صحيح بخارى دارد، مىنويسد:
او گفت: بيش از هزار دانشمند و محدث از علماى حجاز، مكه، مدينه، كوفه، بصره، واسط، بغداد، شام و مصر را در بيش از 46 سال ومكرر در مكرر ملاقات كردم... هيچ كدام را نديدم كه احدى از اهل قبله را به سبب ارتكاب گناه تكفير كنند؛ زيرا خداوند فرمود: ( إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ ؛ «خداوند [هرگز] شرك به او را نمىبخشد و كمتر از آن را براى هر كس بخواهد [و شايسته بداند] مىبخشد». (نساء: 48)
وى با سندى كه به ابوحاتم دارد از او نقل مىكند كه از پدرم و ابوزرعه درباره مذاهب اهلسنت در اصول دين، و آنچه علماى شهرهاى مختلف بر آن اتفاقنظر دارند و به آن معتقدند، پرسيدم. هر دو گفتند:
ما دانشمندان حجاز، عراق، شام و يمن را ديديم و مذهبشان اين بود كه ايمان، قول و عمل است و كم و زياد مىشود. قرآن، كلام خدا و در جميع جهات غيرمخلوق است و... اهل قبله را به سبب ارتكاب گناه، تكفير نمىكنيم و اسرارشان را به خدا واگذار مىكنيم. 1
ابوالحسن اشعرى در كتاب ابانه نوشته است:
دين ما برخلاف خوارج كه مرتكب كبيره را كافر مىدانند، اين است كه هيچ فردى از اهل قبله را به سبب گناهى مانند زنا، سرقت و شرب خمر، مادامى كه آن كار را حلال نشمارد، تكفير نكنيم.
اشعرى همچنين در كتاب مقالات الاسلاميين در بيان عقيده اهل سنت مىنويسد: «هيچ فردى از اهل قبله را به سبب گناهى مانند زنا، سرقت يا ديگر گناهان كبيره، مادامى كه به دينشان ايمان دارند، تكفير نمىكنيم».