96اينان با ادعاى اينكه اگر ديگران از حجت و دليل و سخنشان چيزى بگويند، جدال به شمار مىآيد، به هيچكس اجازه سخن گفتن نمىدهند. درحالىكه خداوند به مجادله فرمان داده و گفته است: «با شيوهاى كه نيكوتر است، با آنان مجادله كن». 1 اينان مىدانند اگر مردم ساده مسلمان نيز با آنها به مجادله برخيزند، بر آنان چيره مىشوند و اگر به مناقشه بپردازند، با دلايل قاطع، آنان را منكوب خواهند كرد.
من در روضه شريف پيامبر خدا(ص)، در كنار ضريح شريف، صحنه شگفتانگيزى را ديدم كه بر قوّت آشنايى مسلمانان به حديث و استدلال بر پايه آن در برابر وهابىهاى سلفى دلالت دارد؛ در آنجا ديدم مرد بيابانى بىادبى (به عنوان مأمور ارشادى) به ضريح رسول خدا(ص) تكيه داده است و مردم را از نزديك شدن به آن منع مىكند. آنها با اشتياق فراوان مىخواستند داخل مقصوره را ببينند، بهگونهاى كه با تمام وجود به پنجره چشم دوخته بودند و روحشان بىتاب ديدن داخل ضريح بود.
آنان با يك دنيا آمال و آرزو و شوق فرسنگها راه را پيموده و با همه توان، خود را به آنجا رسانده بودند تا به اين شرافت عظيم نايل آيند و پس از انجام مناسك حج، با زيارت مرقد شريف پيامبر خدا(ص) كار را به كمال رسانند. ولى آن بدوى متكبر آنان را از اين كار بازمىداشت و فرياد مىزد: «كفر، شرك». او مرتب با لهجه هرزه و چهره زشت خود كه همچون هيزم جهنم سوخته بود، اين واژگان را تكرار مىكرد.
در اين فضاى پر از هيبت مقام (نبوى) و حرارت شوق و درحالىكه