72اما ابنخلدون احاديث حضرت مهدى(عج) را از دو جنبه نقد مىكند:
اول: مناقشههاى سندى و تضعيف احاديثى كه خود او نقل مىكند. او تنها 28 حديث را نقل كرده و به درستى شمارى بسيار اندك از آنها نظر داده است.
بر فرض اينكه همه اين احاديثى كه بيان كرده است ضعيف باشد، اينها تنها شامل بخشى از اخبار رسيده درباره حضرت مهدى(عج) مىشود. روشن است كه نقد بخشى از احاديث، دليل بر ضعف همه آنها و باطل بودن اصل قضيه نيست.
پيش از اين با وجوه خللى كه ابن خلدون در احاديث مربوط به حضرت مهدى(عج) وارد كرده است، آشنا گشتيم. در اينجا ناگزير بايد به يك نكته بسيار مهم اشاره كنيم كه افتخار يك فرد به كار ابن خلدون منشأ درستى ندارد و چيزى جز پيروى از هواى نفس نيست. به عبارتى، ابنخلدون مرد اين ميدان نيست و حق اين است كه در هر فنى - به قول آقاى كتانى 1 - به اهل آن مراجعه كنيم.
فن و تخصص ابن خلدون علم تاريخ است، نه حديث شريف و رجال آن. راه حديث، نقل است و كارشناسان آن، محدثانى هستند كه آن را مىجويند و در راه كسب آن، بسيار مىكوشند. اينان هستند كه به قواعد و اصول آن آشنايى دارند.
آقاى صديق غمارى مىگويد: «ابنخلدون در اين زمينه جايگاه برجستهاى ندارد و بهره و سهمى از اين امور نبرده و ميزان درخورى