38او را به نيكى برملا مىسازد، با تضعيفهاى وى از احاديث به مناقشه مىپردازد و خطاى نقدهاى وى را اثبات مىكند. اين سخن ابنخلدون را نيز نقل مىكند كه مىگويد: «اينها مجموعه احاديثى است كه ائمه درباره حضرت مهدى و ظهور او در آخرالزمان نقل كردهاند».
سپس صديقخان در رد سخن او مىگويد:
مجموع احاديثى كه او ذكر كرده 28 حديث است. درحالىكه آنچه در اين زمينه روايت شده، چندين برابر اينهاست. من شمارى از احاديث «مرفوع» و «موقوف» را مىشناسم كه منهاى «مقطوع»ها، اگر جستوجو مىكردم، به صدها حديث مىرسيد.
بهويژه اگر آنچه از طريق اهلبيت نقل شده [است] مىآوردم، روايات فراوانى را شامل مىشد.
آنگاه احاديث 29 تا 100 را نقل مىكند و در پايان فصل مىگويد:
ما به نقل همين اندازه از احاديث [امام] مهدى[(عج)] بسنده مىكنيم. بدون شك همين مقدار نيز براى ابطال ادعاى كسى (ابن خلدون) كه طعن وارد مىكند، بس است. وگرنه اخبار دراينباره بسيار فراوان است. چنانچه احاديثى كه بهويژه از ائمه اهلبيت دراينباره رسيده [است]، گردآورى شود، يك مجلد ضخيم خواهد گشت. 1
از اين رو تنها بر 28 حديث تكيه و آنها را نقد كردن، كارى ناقص به شمار مىآيد؛ حتى اگر اين نقد به اثبات ضعيف بودن همه آنها بينجامد؛ زيرا فرض بر اين است كه احاديث فراوان ديگرى وجود دارد