149سپس به ياد باقىمانده لباس حضرت رضا(ع) افتاد كه نزدش بود (چون قسمت ديگرى از آن را مردم «قم» از او گرفته بودند). آن لباس را به چشم كنيز كشيد و چشم او را با قسمتى از آن باقىمانده لباس در اول شب بست. وقتى صبح شد و دستمال را باز كرد، ديد چشمش خوب شده است. به بركت حضرت رضا(ع)، چشم كنيز حتى بهتر از قبل از بيمارى شده بود. 1
نجاتبخشى توسل به حضرت امام رضا(ع)
«ابوبكر حَمّامى» كه در «نيشابور» از اصحاب حديث بود، مىگويد: «بعضى از مردم مالى را به من امانت دادند و من آن را در جايى دفن كردم. ولى جاى دفن را فراموش كردم. پس از مدتى صاحب امانت آمد و امانتش را از من خواست. من هم جاى دفنش را نمىدانستم. حيران و نگران بودم و صاحب امانت هم مرا به تصرف در امانت متهم كرد. اندوهگين و ناراحت از خانه بيرون آمدم. گروهى از مردم را ديدم كه قصد زيارت حضرت امام رضا(ع) را دارند. با آنان به سوى مشهد رفتم. امام هشتم را زيارت كردم و در آنجا از خدا خواستم كه جاى امانت را به من بنماياند. چنانكه شخص به خواب رفته، چيزى در خواب مىبيند، در خواب ديدم شخصى نزد من آمد و گفت: وديعه را در فلان موضع دفن كردهاى. نزد صاحب وديعه برگشتم و او را به همان موضع راهنمايى كردم، درحالىكه خوابم را باور نداشتم. صاحب امانت به