142اين انتظار مىرود كه در زمين فساد نماييد و پيوند خويشاوندى را قطع كنيد؟» 1
ربيع مىگويد: [مهدى] شبانه در پى من فرستاد و اين امر، مرا نگران كرد. وقتى پيش او رفتم، همان آيه را با لحنى زيبا خواند و او خوشصداترين مردم بود. سپس گفت: [اى ربيع!] موسى بن جعفر را حاضر كن! وقتى حضرت را آوردم، ايشان را كنار خود نشانيد و [با احترام تمام] گفت: ابوالحسن! اميرالمؤمنين على بن ابىطالب را در خواب ديدم كه آيه: اگر حكومت را به دست گيريد، آيا جز اين انتظار مىرود كه... را براى من خواند. آيا اطمينان مىدهى كه عليه من يا فرزندانم شورش نكنى؟
امام پاسخ فرمود: به خدا سوگند، نه سابقه چنين كارى دارم و نه شورشگرى برازنده من است. مهدى گفت: راست گفتى. اى ربيع! سه هزار دينار به ايشان ببخش و او را به مدينه نزد خانوادهاش برسان. ربيع مىگويد: همان شب كارش را سامان دادم. او هم از بيم مانعتراشىها،
پيش از سپيده صبح، راه مدينه را پيش گرفت». 2
مرگ زندانبان
«شبلنجى» در كتاب «نور البصائر» از «اسحاق بن عمّار» نقل مىكند: