122به پايين تخت و طرف ديگرش بر بالاى آن بود و به زبان فصيح مىگفت: اگر آزارى به او برسانى، تو را همراه تختت مىبلعم». 1
«فضل بن روزبهان» نيز اين ماجرا را با اندكى اختلاف آورده است كه مفصلتر از نقل پيشين است. وى مىنويسد: «اين اشارات است. بدان كه حضرت در واقعه قصد ابوجعفر دوانيقى به حرز الهى پناه برد و بر آن دشمن غدّار كه قصد آن حضرت كرده بود، فايق آمد. بحمدالله تعالى اين فقير ضعيف، آن [حرز حضرت صادق(ع)] را به ياد دارم و از اوراد فقير است كه سالهاست بدان مواظبت مىكنم و تمام عمرم در پناه آن حرز بحمدالله از شرّ دشمنان در امانم». 2
استجابت نفرين
«ابن حجر هيثمى» در «صواعق المحرقه» آورده است: «چون منصور به حج رفت، كسى از جعفر بن محمد نزد وى بدگويى كرد. [منصور، امام صادق را احضار كرد] پس حضرت به آن مرد گفت: آيا سوگند
مىخورى؟ گفت: آرى و به خداى عظيم سوگند خورد كه آنچه گفته راست است. امام صادق(ع) به منصور فرمود: او بايد آنگونه كه من مىگويم، سوگند ياد كند. سپس حضرت فرمود: بگو:
بَرِئتُ مِنْ حَولِ اللهِ وَ قُوّتِهِ وَاِلْتَجَأْتُ الي حَوْلي وَ قُوّتي، لَقَدْ فَعَلَ جَعْفَرُ كَذا و كَذا.
اگر آنچه در مورد جعفر بن محمد صادق گفتم كه چنين كارى انجام