89همانا تصورات ذهنى بسيار بيشتر از چيزهايى است كه چشمان ظاهرى مىبينند و خداوند از همه اين تصورات ذهنى بشر آگاه است. اما تصورات ذهنى بشر را راهى به درك ذات مقدسش نيست.
5. تصوف و رهبانيت
حضرت اميرالمؤمنين(ع) به عيادت «علاء بن زياد حارثى» رفتند. اما وقتى وسعت خانه او را مشاهده كردند، فرمودند:
مَا كُنْتَ تَصْنَعُ بِسَعَةِ هَذِهِ الدَّارِ فِي الدُّنْيَا مَا أَنْتَ إِلَيْهَا فِي الآخِرَةِ كُنْتَ أَحْوَجَ! وَ بَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الآخِرَةَ تَقْرِي فِيهَا الضَّيْفَ وَ تَصِلُ مِنْهَا الرَّحِمَ وَ تُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا فَإِذَا أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الآخِرَةَ.
بزرگى اين خانه در دنيا تو را به چه كار مىآيد؟ درحالىكه تو به آبادانى سراى آخرتت نيازمندترى؛ بله، البته راهى هست كه از اين خانه نيز بتوانى به آخرت دست پيدا كنى و آن، اينكه در اين خانه به پذيرايى از ميهمان و صله رحم پرداخته، حقوق [شرعى] را در اين خانه آشكار كنى كه در اين صورت از راه همين خانه نيز به آخرت رسيدهاى.
علاء به آن حضرت عرضه داشت: «يا امير المؤمنين! از برادرم، عاصم بن زياد، به نزدت شكايت دارم». امام فرمود: «چه شكايتى؟» عرض كرد: «عبايى به دوش گرفته و ترك دنيا كرده است». امام فرمود: «او را نزد من بياوريد». وقتى كه او نزد آن حضرت آمد، ايشان به او فرمود:
يَا عُدَيَّ نَفْسِهِ لَقَدِ اسْتَهَامَ بِكَ الْخَبِيثُ، أَمَا رَحِمْتَ أَهْلَكَ وَ