127
فصل چهارم: نمونههايى از بدعت
گفتيم كه بدعت در معناى اصطلاحى، داخل كردن چيزى در دين است كه در واقع در آن نيست. اينك به بيان چند نمونه از اين مسئله مىپردازيم. البته اين بدعت در برخى از اين نمونهها به معناى زياد كردن چيزى در دين و در برخى كم كردن چيزى از دين است.
موارد بدعت كه مىتوان آنها را در پرتو تعريفى كه از بدعت كرديم، بررسى كرد، بسيار زياد است. ولى ما براى پرهيز از طولانى شدن بحث، تنها به بيان چند نمونه اكتفا مىكنيم. هدف از بيان اين مثالها نيز منتقل شدن از بحث نظرى گذشته به ميدان عمل و خارج است و تنها انگيزه ما دراينباره، مناقشه و بررسى عملكرد واقعى است.
1. نهى از متعه حج
حج به اتفاق همه فقها به لحاظ شكلى به سه نوع تقسيم مىشود: 1.حج تمتع؛ 2. حج قِران؛ 3. حج افراد. مقصود از حج تمتع اين است كه شخص در ماههاى حج، يعنى شوال، ذىقعده و ذىحجه، احرام ببندد و