167جابربن عبدالله انصارى 1 را ديدند كه با تعدادى از بنىهاشم براى زيارت شهدا به كربلا آمده است. چون يكديگر را ملاقات كردند، بهشدت گريستند و زنان روستاهاى مجاور نيز به آنها پيوستند. 2 آنگاه زينب كبرا درحالىكه زنان اطرافش را گرفته بودند با صوتى حزين كه جانها را مىگداخت به امام سلام داد:
أَلسَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْأَرْوَاحُ الَّتِى حَلَّتْ بِفِنَاءِ الحُسَيْنِ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِهِ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ المُنْكَرِ وَ جَاهَدْتُمُ المُلْحِدِينَ وَ عَبَدْتُمُ اللهَ حَتَّى أَتَاكُمُ الْيَقِينُ.
فرصت و كلام ما به پايان رسيد و قصدمان اين بود كه به مهر و ارادتش بياويزيم كه حسين زندۀ همۀ روزگاران است و عاشورا انگيزۀ بقا و حيات بندگان. حزن بزرگ آل محمد(ص) از واقعۀ جانسوز عاشورا، عزاى بىپايان همۀ آزادگان و حماسۀ بىكران كربلا، نياز بشريت در همه جا و هميشۀ آفرينش است. انسانيت، شرف، آزادگى، ايثار و جوانمردى بدون حسين هرگز به معنا نمىنشيند كه او نه