143سفير روم كه بهشدت منقلب شده بود، برآشفت و گفت:
نابود باشيد با چنين آيينى كه داريد! دين من بهتر از دين شماست؛ زيرا پدر من كه از نبيرگان داوود است و ميان ما و داوود، پدران بسيارى قرار گرفتهاند، بسيار مورد احترام است و بر جاى سم آن مركبى كه عيسى بر آن سوار شده بود كليسايى ساختهاند و مردم من به زيارت آن مىروند و شما فرزند پيامبر خود را كشتهايد با آنكه جز يك دختر ميان آنها واسطه نيست. 1
اين سخنان منطقى و برهان قدرتمند آنچنان يزيد را غضبناك كرد كه دستور داد فرستادۀ پادشاه روم را به قتل رسانند. 2
دختر شجاع، انديشمند، برنامهريز و با فراست على(ع) كه شرايط را مناسب مىديد و از سوى ديگر مىبايست هيبت و هيمنۀ خبيث پادشاه اموى را خرد كند، برخاست و زبان به سخن گشود:
الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ، صَدَقَ اللهُ كَذَلِكَ يَقُولُ
ثُمَّ كٰانَ عٰاقِبَةَ الَّذِينَ أَسٰاؤُا السُّواىٰ أَنْ كَذَّبُوا بِآيٰاتِ اللّٰهِ وَ كٰانُوا بِهٰا