140اى يزيد، واى بر تو! اگر مىدانستى چه كردهاى و دربارۀ پدرم و خاندانش و عموهاى من چه جنايتهايى مرتكب شدهاى؛ اگر مىدانستى در كوهستانها پناه مىگرفتى و خاكسترنشينى مىگزيدى و فرياد واويلا بلند مىكردى. آيا بايد سر حسين بن على(ع) كه امانت رسولخدا بود در مقابل دروازۀ شهر آويزان باشد؟! ما امانت رسول خدا در ميان شما هستيم و من تو را به خوارى و پشيمانى در روز رستاخيز بشارت مىدهم. روزى كه مردم گرد آيند. 1
يزيد كه حالت عادى نداشت و گويا مست 2 بود يا اينكه همه چيز را از دست رفته مىديد، درحالىكه با چوبدستى خود بر لب و دندان امام حسين(ع) ضربه مىزد، مىخواند:
لَيْتَ أَشْيَاخِى بِبَدْرٍ شَهِدُوا