119
فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَ سَيَجْمَعُ اللهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ، فَتُحَاجُّونَ وَ تُخَاصَمُونَ، فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ يَوْمَئِذٍ! ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا ابْنَ مَرْجَانَةَ. 1
جز زيبايى نديدهام! شهادت براى آنها مقدر شده بود و به سوى جايگاه ابدى خويش رفتند و به زودى خداوند آنان و تو را فراهم آورد و ميان شما داورى كند و از تو خونخواهى نمايد. در آن روز خواهى ديد چه كسى پيروز است. مادرت به عزايت بنشيند اى پسر مرجانه.
جملات محكم زينب بساط فخرفروشى و استكبار رسواى عبيدالله را آنچنان در هم كوفت كه وى بدون اراده به سوى زينب كبرا هجوم برد. 2 اما عمرو بن حريث او را آرام كرد.
عبيدالله بار ديگر خطاب به زينب(عليها السلام) گفت: «خداوند قلبم را به كشتن حسين(ع) و خاندان تو تسلا داد».
اين كنايه جان زينب را آزرد و او كه تصوير نجابت و استقامت، و پيامبر مقتدر عاشورا بود، با دلى سرشار از عاطفه و حزن فرمود:
لَعَمْرِى لَقَدْ قَتَلْتَ كَهْلِى وَ أَبَدْتَ أَهْلِى وَ قَطَعْتَ