108 و برخلاف آنچه نازل كردهاى سخنى را به زبان آورم. پيامبر تو براى جانشين خود على بن ابىطالب(ع) پيمان گرفت، ولى حق او را غصب كردند و او را بىگناه كشتند؛ همانگونه كه ديروز فرزند او را در خانهاى از خانههاى خدا شهيد كردند؛ آنان كه به زبان مسلمان بودند، كه نابود باد اين مسلمانى.
[اين مردم] هيچگاه، در هنگام حيات و لحظۀ رحلت، على(ع) را يارى نكردند تا او را به جوار رحمت خود فراخواندى كه او اخلاقى پسنديده و نهادى پاك و زيبنده داشت و فضايلش شهرۀ خاص و عام بود و روش او واضح و آشكار. از نكوهش نمىهراسيد و از ملامت احدى نمىترسيد. پدرم را از كودكى به اسلام هدايت فرمودى، و در بزرگى وى را خلق و خوى نيكو دادى و مناقبش را ستودى و او با تو و فرستادهات رفتارى از سر خلوص و صدق داشت، تا او را هم به جوار رحمتت فراخواندى. او هيچ علاقه و رغبتى به دنيا نداشت و آزمند آن نبود، بلكه تمايل او به سوى آخرت بود. در راه تو آنچنان مجاهده كرد كه او را برگزيدى و به راه راست هدايت كردى.
هان اى مردم كوفه، اى اهالى نيرنگ و بىوفايى و خودخواهى! ما خاندانى هستيم كه خدا ما را به شما و شما را به وسيلۀ ما مورد آزمون خويش قرار داد. ما از عهدۀ