169از نامههاى محمد بن عبدالوهاب استفاده مىشود كه او در آخر عمرش همانند ابن تيميه از تكفير مسلمانان پشيمان بوده است؛
او در نامه خود به اهالى قصيم مىنويسد:
...و الله يعلم انّ الرجل افترى على اموراً لم اقلها و لم يأت اكثرها على بالي،... فمنها: قوله: انّي اكفر من توسل بالصالحين، و انّي اكفر البوصيري لقوله: يا اكرم الخلق و انّي اقول: لو اقدر على هدم قبة رسول الله (ص) لهدمتها، و لو اقدر على الكعبة لأخذت ميزابها و جعلت لها ميزاباً من خشب، و انّي احرّم زيارة قبر النبي (ص) و انّي انكر زيارة قبر الوالدين و غيرهما و انّي اكفر من حلف بغيرالله، و انّي اكفر ابن الفارض و ابن عربي... جوابي عن هذه المسائل ان اقول:
(سُبْحٰانَكَ هٰذٰا بُهْتٰانٌ عَظِيمٌ)... 1
...و خدا مىداند كه اين مرد به من امورى را تهمت زده كه قائل به آن نبوده و بيشتر آنها بر خاطر من نيامده است... از جمله آنها اينكه من كسى را كه به صالحان توسل كند تكفير مىكنم و نيز بوصيرى را به جهت اينكه خطاب به پيامبر (ص) گفته (يا اكرم الخلق) تكفير مىنمايم، و اينكه مىگويم: اگر قدرت بر خراب كردن گنبد رسولخدا (ص) پيدا كنم آن را خراب مىنمايم. و اگر بر كعبه دست يابم ناودان آن را برداشته و به جاى آن ناودانى از چوب قرار مىدهم، و من زيارت قبر پيامبر (ص) را حرام مىدانم و نيز زيارت قبر پدر و مادر و ديگران را انكار مىكنم، و كسى را كه به غير خدا قسم بخورد تكفير مىكنم و نيز ابن فارض و ابن عربى را كافر