151شرك است و اينكه مردم از ششصد سال پيش مشرك بودهاند و او بوده كه دينشان را تجديد كرده است. او كسى بود كه آيات قرآن را كه درباره مشركان نازل شده بود بر اهل توحيد حمل نمود...
وى كه معاصر محمد بن عبدالوهاب بوده درباره او و پيروانش مىگويد:
ويمنعون من الصلاة على النبي (ص) على المنابر بعد الأذان حتّى انّ رجلا صالحاً كان اعمى و كان مؤذّناً و صلّى على النبي (ص) بعد الأذان بعد ان كان المنع منهم، فاتوا به إلى محمّد بن عبدالوهاب فأمر به ان يُقتل فقُتل. ولو تتبعتُ لك ماكانوا يفعلونه من امثال ذلك لملأت الدفاتر و الأوراق، و في هذا القدر الكفاية. 1
آنان مردم را از درود فرستادن بر پيامبر (ص) بر بالاى منابر بعد از اذان منع مىنمودند، حتى مردى صالح كه كور و مؤذن بود بعد از منع مردم از آن، بعد از اذان بر پيامبر (ص) درود فرستاده بود، او را نزد محمّد بن عبدالوهاب آوردند و دستور داد تا او را به قتل برسانند، سپس او را به قتل رساندند. اگر من براى تو كارهايى را كه از اين قبيل انجام دادهاند بازگو كنم دفترها و ورقها از آنها پر خواهد شد، ولى همين مقدار براى تو كفايت مىكند.
2. شيخ محمّد بن عبدالله نجدى
مفتى حنابله در مكه در سال 1295ه.ق، كتاب «السحب الوابلة على ضرائح الحنابلة» درباره پدر محمّد بن عبدالوهاب مىنويسد: