106بندگانش گشوده است. در چنين ميهمانى و سحرگاهى كه كمتر نصيب انسان مىشود، چه خوب است كه انسان به ياد ديگران باشد. به ياد كسانى كه در هويت دينى و شخصيت معنوى و كمالات ما سهم داشتهاند، مانند استادان، معلمان، پدر، مادر، برادران، خواهران همسايگان و هر كسى كه حقى بر ما دارد.
بنابراين سهيم كردن ديگران در دعا، مناجات، اعمال عبادى، مانند طواف و... نه تنها از ثواب عمل انسان نمىكاهد، بلكه چه بسا سبب استجابت دعا و قبولى اعمال نيز مىگردد.
«على بن ابراهيم» از پدرش (ابراهيم بن هاشم) نقل مىكند:
عبدالله بن جندب را در موقف (عرفات) به حالتى ديدم كه تاكنون نديده بودم. دستها را به آسمان برداشته بود و يكسره اشك بر چهرهاش روان بود و بر زمين مىريخت. همين كه مردم متفرق شدند، گفتم: «اى ابا محمد! موقفى بهتر از موقف تو نديده بودم». در پاسخ گفت: «به خدا جز براى برادرانم دعا نكردم؛ زيرا حضرت موسى بن جعفر(ع) مرا خبر داد كه اگر كسى براى برادرش دعا كند وى را از جانب عرش ندا دهند كه صد هزار برابر آنچه خواستى براى تو باد: «ولك مأة الفٍ ضعف مثله». من دوست نداشتم كه صد هزار برابرى كه تضمين شده است را رها كنم و به دعا براى خود بپردازم كه نمىدانم آيا به اجابت مىرسد يا نه؟». 1
بنابراين بايد حاجى حصار خودبينى را فرو ريزد تا به درياى انسانها بپيوندد و خود نيز در اين دريا از فيض ربوبى بهرهمند شود.