27 آزادى مختار نامهاى به يزيد نوشته بود. 1 سرانجام، عبيدالله، مختار را آزاد كرد و از كشتن وى، همانطور كه ميثم خبر داده بود، صرف نظر كرد. 2
3. خبر از شهادت على(ع)
امام رضا(ع) از اجداد خويش روايت كرده است:
روزى ميثم براى ديدار با امام على(ع)، به خانه آن حضرت رفت. به او گفته شد: «على(ع) در حال استراحت است». ولى ميثم كه بسيار شيفته و دلداده مولا بود و «صاحب على(ع)» و «اصحاب سرّ» او ناميده مىشد، [براى توجه دادن به ديگران] با صداى بلند گفت: «
إنْتَبهْ أيّهُا النّائِمُ فَواللهِ لَتُخْضَبَنَّ لِحْيَتُكَ مِن رَأسِك» ؛ «اى به خواب رفته! بيدار شو. به خدا سوگند! هر آينه محاسن تو را با خون سرت رنگين مىكنند».
امام(ع) با شنيدن صداى ميثم، فرمود: «او را وارد خانه كنيد». وقتى ميثم وارد شد، همان سخن قبل را درباره شهادت امام تكرار كرد.
امام على(ع) فرمود: «درباره نحوه شهادت من درست گفتى. اما به خدا سوگند! دستها، پاها و زبان خودت را نيز قطع خواهند كرد...». 3
بدينسان، رازگويى ميثم درباره امام على(ع) به وقوع پيوست؛ چنانكه پيشگويى امام(ع) درباره نحوه شهادت ميثم محقّق شد، كه شرح آن را در آينده خواهيم خواند.