46كه ارتباط قلبى انسانها جز در پرتو ايمان به خداى يگانه و نفى هرگونه شرك تحقق نمىيابد. سرانجام، محور اصلى اركان، «حكومت و رهبرى» و هسته مركزى جامعه توحيدى، امامت و رهبرى و حكومت عدل الهى است كه در سايه آن اركان مدنيت امالقراى اسلامى شكل مىگيرد و پابرجا مىماند كه اين هم در دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام مورد توجه قرار گرفته است آنجا كه مىفرمايد:
رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (بقره: 129)
پروردگارا! پيامبرى در ميان آنان، از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه كند؛ زيرا تو توانا و حكيمى [و براين كار، قادرى].
به يقين، بدون داشتن حكومت، ايجاد مدينه فاضله امكانپذير نخواهد بود و حكومت، زمانى فاضله است كه از يك سو حاكمى آگاه، وارسته، مدير و مدبر در رأس آن قرار گيرد و اداره امورش را عهدهدار باشد و از سوى ديگر، مردمى آگاه و مطيع، امت آن باشند. نه امام بدون امت آگاه، توان تأسيس مدينه فاضله را دارد و نه امت آگاه بدون امام.
بنابراين ابراهيم خليل عليه السلام معمار و مهندس تمدن، نقشه