187آنگونه كه آنان مسلمان شدند و در راه خدا جهاد كردند، مسلمان شديم و در راه خدا پيكار كرديم». رسولخدا(ص) فرمود: «آرى، ولى نمىدانم كه شما بعد از من با دين خدا چه خواهيد كرد». ابوبكر با شنيدن اين سخن گريه كرد.
اين حديث به روشنى مىگويد كه حُسن عاقبت افراد به اين مشروط است كه در آينده بيعت خود را نشكنند و به اعمالى دست نزنند كه غضب الهى جاى رضايتش را بگيرد.
ج) برخى از صحابه كه در ماجراى اين بيعت بودند، به شكستن بيعت خود اعتراف كردهاند؛ براى نمونه «بخارى» از «براء بنعازب» چنين نقل مىكند:
عَنِ الْعَلاءِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَقِيتُ الْبَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا فَقُلْتُ طُوبَى لَكَ صَحِبْتَ النَّبِيَّ(ص) وَ بَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَقَالَ يَا ابْنَ أَخِي إِنَّكَ لا تَدْرِي مَا أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ. 1
علاء بن مسيب از پدرش نقل مىكند كه براء بنعازب را ملاقات كردم و به او گفتم: «خوشا به حالت كه عصر پيامبر را درك كردى و با آن حضرت در زير درخت بيعت كردى». براء بنعازب گفت: «پسر برادرم! تو نمىدانى كه ما چه بدعتهايى را بعد از پيامبر گذاشتهايم!»
«ذهبى» در «سير اعلام النبلاء» مىنويسد:
از قيس نقل شده است كه عايشه مىگفت: «من بعد از رسولخدا(ص) بدعتهاى زيادى انجام دادهام، مرا با همسران رسولخدا دفن كنيد. پس او را در بقيع دفن كردند». 2
«حاكم نيشابورى» نيز اين روايت را نقل مىكند و مىگويد: «
هذا حديث صحيح على