165«ابوبحر جاحظ»، از دانشمندان شهير قرن سوم هجرى قمرى، مىگويد:
جعفر بنمحمد كسى است كه علم و دانش او جهان را پر كرده است و گفته مىشود كه ابوحنيفه و سفيان ثورى از شاگردان اويند و شاگردى اين دو براى اثبات عظمت علمى او بس است. 1
«سيد اميرعلى» با اشاره به فرقههاى مذهبى و مكتبهاى فلسفى در دوران خلافت بنىاميه مىنويسد:
فتاوا و آراى دينى، تنها نزد سادات و شخصيتهاى فاطمى رنگ فلسفى به خود گرفته و گسترش علم در آن زمان، روح بحث و جستوجو را برانگيخته و بحثها و گفتوگوهاى فلسفى در همه اجتماعات رواج يافته بود. رهبرى اين حركت فكرى را حوزه علمى شكوفا شده در مدينه به عهده داشت. اين حوزه را نبيره على بن ابىطالب(ع) به نام امامجعفر ملقب به «صادق»(ع) تأسيس كرده بود.
او پژوهشگرى فعال و متفكرى بزرگ شمرده مىشد و با علوم آن عصر به خوبى آشنايى داشت و نخستين كسى بود كه مدارس فلسفى اصلى را در اسلام تأسيس كرد. در مجالس درس او، تنها كسانى شركت نمىكردند كه بعدها مذاهب فقهى را تأسيس كردند. فلاسفه و طلاب فلسفه از مناطق دوردست در آن مجلس حاضر مىشدند. حسن بصرى، مؤسس مكتب فلسفى بصره و واصلبن عطا، مؤسس معتزله، از شاگردان او بودند كه از زلال چشمه دانش او سيراب مىشدند. 2
«ابنخلكان»، مورخ شهير در اينباره مىنويسد:
او از امامان دوازدهگانه اماميه و از بزرگان خاندان پيامبر است كه به علت