101خود ديدند و به شكل ظاهرى آنان به خوبى نگريستند، اما كافر و گمراه شدند؛ چنانكه بسيارى بودند و هستند كه به ديدار پيامبر اسلام(ص) و ائمه توفيق نيافتند و آن حضرت را از نزديك نديدند، اما از مؤمنان واقعى شمرده مىشدند و در شناخت و معرفت به رسولخدا و ائمه از ديگران بهتر بودند. نمونه اين معرفت را مىتوان در اويس قَرَنى ديد. وى در ميان مسلمانان (عامه و خاصه) به ايمان و تقوا زبانزد بود و كسى دربارهاش اختلافى نداشت.
«اويس» در «يمن» به سر مىبرد و شتربانى مىكرد و به كارهاى مادر پيرش مىرسيد، اما سخت به ديدار پيامبر(ص) مشتاق شد و از مادرش اجازه خواست تا به حجاز آيد و آن حضرت را ببيند. مادر اجازه داد، اما گفت: «اگر پيغمبر را در مدينه نديدى، بيش از نيم روز در آنجا نمان».
اويس آن راه دراز را پيمود و به مدينه و به خانه پيامبر(ص) رفت، اما آن روز حضرت در مدينه نبود. وى به حضرت سلام رساند و عذر خود را گفت و بازگشت. هنگامىكه پيغمبر در رسيد، چنين پرسيد: «كسى به خانه ما آمده است؟» گفتند: «آرى، شتربانى از يمن به نام اويس آمد». فرمود: «آرى اين نور اويس است كه آن را در خانه ما به هديه گذاشته است».
بنابراين، مقصود از معرفت امام، شناخت جايگاه و مقام و اعتقاد به امامت و ولايت الهى وى است، نه ديدن او.