94حقايق را نداشتند و اگر عرضه مىشد، دچار انحراف فكرى و اعتقادى مىشدند.
اهل سنت نمونههايى از اين موارد را از رسول خدا(ص) نقل كردهاند: رسولخدا(ص) به على(ع) فرمود:
وَ الّذي نَفْسي بِيَده لَولاَ انْ تَقولَ طائفٌ مِنْ امّتي فيك ما قالتِ النّصارى فِي ابْن مريمَ لَقُلتُ الْيومَ فِيك مَقالاً لاتَمرُّ بِمَلأٍ مِنَ المُسلمينَ إلّا اخَذوا التُّرابَ مِنْ تَحتِ قدَميْك لِلْبركة. 1
به خدا سوگند اگر ترس آن نبود كه عقيدهاى كه در نصارا در مورد حضرت عيسى(ع) به وجود آمد [و براى او مقام خدايى قائل شدند]، امت من نيز در مورد تو پيدا كنند، فضيلتهايى از تو نقل مىكردم كه از هيچ طايفهاى از مسلمين عبور نمىكردى، مگر آنكه خاك زير پايت را براى تبرك برمىداشتند.
پس آنچه در اين زمينه صحيح است اينكه، نبايد زمينه ارتداد افراد را فراهم كرد، اما، اين بدان معنا نيست كه بايد همۀ حقايق را با مردم در ميان گذاشت؛ زيرا بسيارى از آنان تحمل و ظرفيت پذيرش آن را ندارند و دچار انحراف مىشوند.
على(ع) نيز اهل ترس نبود، بلكه بر اساس فرموده رسول خدا(ص) با افردى چون اصحاب جمل، صفين و نهروان جنگيد؛ زيرا آنها حاضر نبودند تحت اطاعت اولىالامر مسلمين باشند.
31. اعتراض على(ع) به خلفا
شيعه و سنى در شجاعت و دليرى على[(ع)]، ترديدى ندارند. از سويى شيعه مىگويد: