75
پاسخ
شكست و يا پيروزى ظاهرى به هيچ روى ملاك حق بودن طرف پيروز، و باطل بودن شكست خورده نيست. مگر چنگيز مغول بيش از نيمى از كره زمين را نگشود؟ مگر اسكندر مقدونى بخش گستردهاى از كره زمين را فتح نكرد؟ مگر هيتلر اروپا و قسمت عظيمى از خاورميانه و... را فتح نكرده بود؟ آيا پيروزى اينها نشاندهنده حقانيتشان است؟
خداوند در آيههاى متعدد قرآن مىفرمايد: هر كس دنيا را بخواهد به او خواهيم داد؛ مانند اين آيه:
( مَنْ كٰانَ يُرِيدُ الْعٰاجِلَةَ عَجَّلْنٰا لَهُ فِيهٰا مٰا نَشٰاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنٰا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاٰهٰا مَذْمُوماً مَدْحُوراً ) (اسراء: 18)
هر كس كه (تنها) زندگى زودگذر [دنيا] را مىطلبد آن مقدار را كه بخواهيم - و به هر كس اراده كنيم - مىدهيم. سپس دوزخ را براى او قرار خواهيم داد كه در آتش سوزانش مىسوزد در حالى كه نكوهيده و رانده [درگاه خدا] است.
آيا با وجود اين آيهها، باز هم مىتوان ادعا كرد كشورگشايى و پيروزى در ميدانهاى جنگ دليل بر حقانيت است.
اينكه مىگوييد: مسلمانان در زمان على(ع) دچار تفرقه شدند، آيا كشته شدن برخى از انبيا بهدست بنىاسرائيل، بدان سبب بود كه آن پيامبران بر حق نبودند؟
آيا در جنگ احد كه رسول خدا(ص) شكست خورد و مسلمانانى كه شما آنها را بر حق مىدانيد پا به فرار گذاشتند، و دچار تفرقه شدند، آيا دليل بر برحق نبودن رسولخدا(ص) بود؟
رسول خدا(ص)، سيزده سال در مكه نبوت خود و اسلام را تبليغ كرد و شمار اندكى به او ايمان آوردند، آيا اين، به ناحق بودن پيامبر اسلام باز مىگردد؟
حضرت نوح(ع) نهصد و پنجاه سال دين خدا را تبليغ كرد و كمتر از تعداد انگشتان