73گفت: «من با تو كارى ندارم». على گفت: «تو خود مىدانى كه ما در زمان رسولخدا[(ص)] اين كار را مىكرديم». 1
در نتيجه، عمر بدعت گذاشت؛ زيرا هر چيزى بر دستورهاى خدا و سنت پيامبر(ص) اضافه يا كم شود، بدعت است.
رسول خدا(ص) فرمود:
فَانَّ خَيرَ الْحديثِ كتابُ اللهِ وَ خَيرُ الهدى هُدى محمّدٍ وَ شرُّ الامورِ مُحدَثاتُها و كُلُّ مُحدثةٍ بِدْعةٌ وَ كُلُّ بِدْعةٍ ضَلالَةٌ. 2
همانا بهترين حديث [سخن] قرآن است و بهترين هدايت، هدايت محمد است و بدترين امور چيزهايى است كه بر اينها حادث شود كه هر حادثى بدعت است و تمام بدعتها گمراهى است.
پس، اينها بدعتهايى بود كه عمر گذاشت كه هنوز هم اهل سنت دست از آن بدعتها برنداشتهاند و على(ع) با آنها مخالفت نمود.
اما چرا على(ع) آنها را برنگرداند...؟
بنابر منابع اهل سنت، على(ع) با بدعتها مخالفت كرد و مردم را به پيروى از سنّت رسول خدا(ص) امر فرمود. به عنوان نمونه، به چند مورد از آنها اشاره مىكنيم:
سعيد بن مسيب مىگويد:
اخْتلفَ عَليٌّ وَ عثمانُ وَ هُما بِعَسفان فِي المُتعةِ، فَقالَ عليٌّ: ما تُريد إلى أن تَنهى عَنْ أمرٍ فَعلَه رَسولُالله[(ص)]. 3
على[(ع)] و عثمان در عسفان (نام محلهاى است) در مورد «متعه» اختلاف پيدا