324ايمان كامل آنها بود. 1
و بدتر از همه اينها آن بود كه عمر حتى به توضيحات رسول خدا(ص) باور نكرد و رفت پيش ابوبكر و همان مطالب را مطرح كرد. 2
در منابع اهل سنت آمده است: «رسول خدا[(ص)] فرمود: فاطمه پاره تن من است. هر كس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده است». 3
فاطمه زهرا(عليها السلام) به ابوبكر و عمر فرمود: «خدا و ملائكهها را شاهد مىگيرم شما مرا اذيت كرديد و در اولين ملاقات با رسول خدا(ص) از دست شما شكايت خواهم كرد». 4
علاقه عمر به دين يهود
اكثر مفسران اهل سنت نوشتهاند عمر توراتى از يهوديان گرفته بود و مطالب تورات او را به تعجب وا داشته بود رسول خدا بر عمر خشمگين شد و فرمود: «شما هنوز هم يقين پيدا نكرده و در تحيّر هستيد همانطور كه خود يهود و نصارى در تحير هستند، اگر موسى هم الان زنده مىشد به من ايمان مىآورد». 5 اين هم نمونهاى ديگر از سطح يا عمق ايمان عمر.
3. منافقان بسيارى در مدينه، در اطراف پيامبر(ص) بودند و رسول خدا(ص) نيز از طريق وحى آنها را مىشناخت، اما آنها را افشا و از اطراف خود طرد نمىكرد، آيا اين كار توهين به رسول خدا(ص) است؟
منافقان در مسير تبوك مىخواستند شتر پيامبر(ص) را رم دهند و آن حضرت را از ميان ببرند. رسول خدا(ص) آنها را شناخت، اما آنها را معرفى و طردشان نكرد آيا اين