246 اما اينكه براى تبرئه بعضى صحابه مىگوييد اين حديث عام است و از كسى بهطور خاص نام نبرده است، ما هم قبول داريم كه از كسى نام برده نشده است، اما حداقل دو نتيجه از اين روايت به دست مىآيد:
اول اينكه: بعضى صحابه بعد از رسول خدا(ص) مرتد شدند.
دوم اينكه: براساس دو آيۀ مودت (شورى: 23) و تطهير (احزاب: 33) و روايت ثقلين، اهل بيت پيامبر(عليهم السلام) از تحت اينگونه روايات خارجند و خود آنان حق و راه پيوستن به رسول خدا(ص) در حوض كوثرند. بدينجهت، اين روايتها شامل على(ع) و ياران و پيروان او نخواهد شد و تنها كسانى كه حق على(ع) را رعايت نكردند و با او مخالفت كردند، زير سؤال مىروند.
121. انتساب تمجيد خلفا به مالك اشتر
مالك اشتر يكى از ياران بزرگ على[(ع)] مىگويد:
اى مردم! خداوند محمد(ص) را در ميان شما مژدهدهنده و بيمدهنده مبعوث كرد و كتاب قرآن را بر او نازل فرمود كه حلال و حرام و واجب و مستحب را در آن بيان كرد. سپس ابوبكر را خليفه قرار داد و او بر اساس سنت پيامبر(ص) رفتار كرد و ابوبكر، عمر را خليفه قرار داد و عمر هم مثل او رفتار نمود.
مالك اشتر، ابوبكر و عمر را مىستايد، اما چرا شيعيان در برابر اين ستايش، چشمهايشان را مىبندند؟
پاسخ
اين روايت در منابع شيعه نقل نشده است، پس براى شيعه حجيت ندارد. همانطور كه اهل سنت روايت راويانى كه احتمال شيعه بودنشان مىرود را كنار مىگذارد، شيعه