219به يقين چنين امرى حقيقت دارد و از جمله:
خداوند مىفرمايد: يَمْحُوا اللّٰهُ مٰا يَشٰاءُ وَ يُثْبِتُ ؛ «خداوند هر چه بخواهد محو و هر چه را بخواهد ثابت نگه مىدارد». (رعد: 39)
همچنين مىفرمايد:
( وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آيَةً مَكٰانَ آيَةٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا يُنَزِّلُ... ) (نحل: 101)
و هنگامى كه آيهاى را به آيه ديگر مبدل كنيم (و حكمى را نسخ نماييم) و خداوند بهتر مىداند چه كمى را نازل كند.
همچنين آيههاى ناسخ و منسوخ و.... همگى بر بداء در تشريع دلالت دارند. و نسخ در تشريع همانند بداء در تكوين است.
وهابيان از كجفهمى خود نسبت به «بداء»، بر شيعه ايراد مىگيرد؛ با آنكه لفظ و حقيقت بداء در منابع اهل سنت نيز آمده، اما وهابيان تصور مىكنند لازمه عقيده به بداء و تغيير حكم يا هر تقدير ديگر، جهل خداوند است؛ بدين معنا كه خداوند در آغاز از نتيجه كار خود بىخبر است و پس از آنكه حكمى را صادر و يا موجودى را خلق كرد، متوجه نتيجه نامطلوب فعل خود مىشود و تصميم خود را تغيير مىدهد. از اينرو، ايرادى كه مطرح كردهاند اين است كه: چگونه شيعه معتقد است امامان علم غيب دارند و از آينده خبر دارند درحالىكه با عقيده به بداء خدا آينده را نمىداند و بعضاً حكمى يا تقديرى را اراده مىكند، سپس از اراده خود برمىگردد.
وهابيان بايد بدانند كه منشأ «بداء» جهل نيست، بلكه خداوند، عالِم مطلق است و به گذشته و حال و آينده يكسان علم دارد و هيچ چيز از علم او پنهان نيست، بلكه علت «بدا» گاهى شرايط زندگى بشرى است؛ مثل اينكه در يك مقطع زمانى جهاد به صلاح مسلمانان نيست، پس خداوند نيز به آنها اجازه جهاد نمىدهد و آنگاه كه آن شرايط دگرگون شد خداوند بدان فرمان مىدهد.