119درباره ولايت على(ع) تفسير نموده است. پس چه تفاوتى مىكند كه در قرآن بدان تصريح شده باشد يا در سخنان رسول خدا(ص)؟!
كسانى كه شمشير بر گردن على(ع) گذاشتند و قسم ياد كردند كه اگر بيعت نكند او را مىكشند، با آن همه فضايلى كه از رسول خدا(ص) در مورد على شنيده بودند، و كسانى كه هيزم خواستند تا خانه فاطمه(عليها السلام) را با اهلش آتش بزنند، با آن همه فضايلى كه در مورد فاطمه مىدانستند، با آنكه مىدانستند فاطمه پاره تن رسولخدا(ص) است به او رحم نكردند، اگر نام و خلافت على(ع) بىپرده در قرآن مىآمد، مگر مانع آنان از غصب خلافت مىشد و مىگذاشتند قرآن سالم بماند؟
مگر اهل سنت روايتهاى رسول خدا(ص) را كه در بيان ولايت على(ع) بود، پذيرفتند، كه اگر در قرآن مىبود مىپذيرفتند؟ مگر روايتها را توجيه نمىكنند؟ مگر آيههاى ولايت و... را به دلخواه خود تأويل نمىكنند؟
قرآن در آيههاى متعددى به ولايت على(ع) پرداخته است و بيشتر اهل سنت نيز يكى از مصاديق آن آيهها را على(ع)، دانستهاند؛ از جمله:
1. آيه «تطهير»: بهترين جانشينان رسول خدا(ص) كسانى هستند كه از هر آلودگى و خطايى پاك و مطهر باشند و آيه تطهير درباره تطهير اهل بيت(عليهم السلام) است كه يكى از مصاديق آن على(ع) است. 1
2. آيه «ولايت»: خداوند پس از رسول خدا(ص) كسى را به ولايت مؤمنان معرفى كرده كه در حال ركوع انگشترى خود را صدقه داده و بنا به نوشته مفسران اهل سنت، اين شخص على بن ابىطالب(ع) بوده است. 2
3. آيه «تبليغ» (مائده: 3): پس از نزول اين آيه، رسول خدا(ص) دست على(ع) را