83مىآيد و گفته مىشود: آيا در ميان شما كسى هست كه محمد را مصاحبت كرده باشد و به او نصرت خواسته باشيد تا به ما نصرت داده شود؟ سپس مىگويد: آيا در ميان شما كسى هست كه محمد را مصاحبت كرده باشد؟ گفته مىشود: كسى وجود ندارد. باز گفته مىشود: كسى كه اصحابش را مصاحبت كرده باشد؟ گفته مىشود: هرگز. باز گفته مىشود: كسى كه مشاهده كرده باشد كسى را كه مصاحبت با اصحاب پيامبر داشته؟ و اگر مىشنيدند كه كسى ماوراى دريا هست به دنبالش مىرفتند.
هيثمى رجال آن را رجال صحيح دانسته. و سليمان بن اعمش گرچه مدلّس شمرده شده ولى از طبقه دوم به حساب مىآيد و حديثش مقبول است.
4. ابن كثير از عاصم بن عمر بن خطاب نقل كرده كه گفت:
انّ رجلا من مزينة عام الرمادة (سنة 18 من الهجرة) سأله اهله ان يذبح لهم شاة فقال: ليس فيهنّ شيء، فالحّوا عليه فذبح شاة فاذا عظامها حمر فقال: يا محمداه، فلما امسي اري في المنام انّ رسول الله[(ص)] يقول له: ابشر بالحياة. 1
همانا مردى از قبيله (مزينه) در سال قحطى (سال 18 از هجرت) اهلش از او خواست تا گوسفندى برايش ذبح كند. او گفت: نزدشان هيچ نيست، اهلش بر او اصرار كردند، و او گوسفندى قربانى كرد، ناگهان ديد كه استخوانهايش قرمز است. گفت: يا محمّداه! و چون