42كه آنان را مىپرستيدند بدون ارتباط با خدا اعتقاد نفع و ضرر داشتند، و اين دليل آمد تا به آنان تذكر دهد كه غير خدا عاجز از معارضه با قضا و اراده خداست، و تنها اوست كه غالب بر امرش مىباشد، تا بدانند كه شريكانشان مالك نفع و ضررى از غير خدا نيستند؛ زيرا در غير اين صورت بايد فرض معارضه صحيح باشد، و اين مطلبى است كه قبول نمى كند آن را ذهن هركس كه بداند خداوند خالق آسمانها و زمين و مابين آن دو مىباشد و اينكه اوست غالب بر امرش، و قاهر فوق بندگانش، و اگر آنان در حق غير خدا اعتقاد نفع و ضرر بدون ارتباط با خدا نداشتند اينگونه خداوند بر آنان احتجاج نمىنمود، همانند احتجاجى كه بر مخالف مىشود، همانگونه كه بر هر شخص منصفى مخفى نمىباشد.
نفى استقلال از افعال اوليا
اولياى الهى كه سلطه غيبى داشته و در اين عالم تصرف مىكنند همگى در افعالشان تحت اراده و مشيت الهى هستند و لذا اگر خدا بخواهد مىتواند مانع از تحقق مشيت و اراده آنان گردد.
بدين جهت است كه در زيارت جامعه كبيره مىخوانيم:
العاملون بارادته.
[اهل بيت عليهم السلام ] اگر كارى انجام مىدهند به اراده و مشيت الهى است.
و در حقيقت آنان واسطه فيض الهى هستند.