149
(الَّذِينَ تَتَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِكَةُ طَيِّبِينَ) (نحل: 32)
همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مىگيرند در حالى كه پاك وپاكيزهاند.
از مجموعه اين آيات استفاده مىشود كه توجّه به اسباب با اعتقاد به اينكه سببها با اذن الهى كار مىكنند عين توحيد است.
رابعاً: در برخى از آيات، تعبير به متكلم مع الغير (إِنَّ عَلَيْنٰا حِسٰابَهُمْ) (غاشيه: 26) آمده است، ولذا ممكن است كه اشاره به اين نكته باشد كه حسابرسى به توسط افرادى كه اهليت براى اين كار دارند نيز به اذن خداوند انجام مىگيرد.
اگر اشكال شود كه در برخى از آيات به نحو حصر آمده است مثل: (إِنْ حِسٰابُهُمْ إِلاّٰ عَلىٰ رَبِّي) ؛ «حساب آنها تنها با پروردگار من است». (شعراء:113) در جواب مىگوييم:
اوّلاً: با جمع بين اين آيه وآيهاى كه به صيغه متكلم مع الغير آمده مىتوان به اين نتيجه رسيد كه حسابگر اصلى خداست وديگران به اذن او حسابرسى مىكنند.
ثانياً: هرگونه كه از حصر در آيه (قُلْ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتٰابِ) (رعد: 43) كه از كلمه (كَفى) استفاده مىشود پاسخ مىدهيد از اين آيات نيز پاسخ مىگوييم.
خلق وتأثير وتدبير مخصوص خداوند است ولذا اعتقاد به اينكه
انبيا واوليا به اذن الهى قدرت تأثير دارند و مىتوان به آنان استغاثه كرد شرك نمىباشد.