112مهربانى كن و به رضايت جود كن.
تو كمك كار من و پناه و نجاتدهنده من، و برطرفكننده گرفتارى منى، و تو بىنيازى من مىباشى.
او نيز از برخى از شاعران نقل مىكند:
نفحة لمحة غياثاً عياذاً
نسيمى، لحظهاى، پناهى، نجاتى، عطوفتى، كششى، جوابى، صدايى.
چه بسيار همّ و غمّ از ديونى كه مرا بيمار كرده است من در فكر آن صبح و شام مي باشم.
حمل آنها سنگين شده ولى به او اميد دارم در برداشتن آنها يا وفاى به آن.
تو در هر مطلبى در برابر چشمان منى، و براى من جز تو پشت و پناهى نيست.
اى كسى كه به محبتت گرفتارىها برطرف مىشود، برطرف كن ناراحتى دل را و غم را كنار زن.