51
عَفا جانبُ البطحاء من ابن هاشمِ
و جاور لحداً خارجاً في الغماغم
سرزمين بطحا، از وجود پسر هاشم خالى شد و او ميان بانگ شيون در گورى خارج از اين سرزمين آرميد.
دَعَته المَنايا دعوةً فاَجابَها
و ما تركت في الناس مثل ابن هاشمِ
مرگ از او دعوت كرد و دعوتش را پذيرفت، و مرگ هيچگاه كسانى چون پسر هاشم را باقى نمىگذارد.
عَشيّةَ راحوا يحملونَ سريرَهُ
تَعاوَرَهُ اصحابهُ في التّزاحُمِ
شامگاهى دوستان او در ميان ازدحام از اين سو و به آن سو رفتنند و تابوتش را به دوش كشيدند.
فان يكُ غالتهُ المَنايا وَ رَيبُها
فقد كان مِعطاءً كثير التَّراحُمِ 1
هر چند مرگ و حادثه او را فرا گرفت، ولى چه بسيار بخشنده و پر مهر و محبت بود.