48نمايد. سپس با طرح دوستى با زنى به نام «تكنا» كه آرايشگر زنان بنىهاشم بود، نظر وى را به خود جلب كرد و با پرداخت كيسهاى زر او را مأمور قتل حضرت آمنه عليها السلام نمود. تكنا به بهانۀ آراستن حضرت آمنه نزد وى رفت و خنجرى مسموم با خود پنهان كرد. هنگامى كه خواست نقشۀ شوم خود را عملى سازد، به اعجاز محمدى(ص)دلش درد گرفت و خنجر از دستش افتاد. حضرت آمنه متوجه شد و فرياد برآورد كه در اين حال به كمكش شتافتند. سپس تكنا ماجرا را بازگفت. بنىهاشم در پى «زرقاء» گشتند، ولى او گريخت. 1