42
-حواريون عيببين و حُسن نظر عيسى(ع)
روزى حضرت عيسى(ع) با حواريون، از كنار مردار سگى مىگذشتند. حواريون با ديدن لاشه سگ گفتند: «چه بوى بد و متعفنى دارد؟» حضرت عيسى(ع) به لاشه سگ نگريست و ديد دندانهاى سفيدش پيداست؛ فرمود: «به به چه دندانهاى سفيدى دارد». 1
گرت عيبجويى بود در سرشت
نبينى ز طاووس جز پاى زشت
سعدى
-گريه بر عيب خود
روزى «ربيع بن خَيثَم» با عدهاى دور هم نشسته بودند و گفتوگو مىكردند. يكى از حاضران به ربيع گفت: «هيچگاه نشنيديم تو از كسى غيبت و عيبجويى كنى!» ربيع گفت:
از اوضاع و احوال خود راضى و خشنود نيستم تا به غيبت و عيبجويى ديگران بپردازم. مرا گريه بر خويش است، نه بر ديگران. (اشتغال و پرداختن به عيب خويش، مرا از غيبت و عيبجويى ديگران بازداشته است). 2