86ناخواسته در مسير تغيير آن گام برداشته مى شود كه نقض غرض خداوند را به دنبال دارد. تنها چيزى كه مى تواند در راستاى حفظ شريعت، از رخ دادن امور ياد شده جلوگيرى كند، اين است كه حافظ شريعت، معصوم از گناه و اشتباه باشد؛ همچنانكه در عصر نزول قرآن، پيامبر(ص) در دريافت و حفظ شريعت، معصوم بود و همين عصمت، ضامن پذيرش سخنان آن حضرت به شمار مى رفت.
محقّق لاهيجى مى نويسد: «... اگر وجود امام معصوم، واجب نباشد، بقاى شريعت واجب نيست. ليكن بقاى شريعت واجب است پس وجود امام معصوم واجب است». 1
ملا مهدى نراقى در اينباره مى نويسد:
رتبه امامت مثل رتبه نبوت است. پس تمام دلايلى كه بر عصمت نبى دلالت مىكند، بر عصمت امام هم دلالت مىكند. چگونه مىتواند امام، معصوم نباشد و حال اينكه او حافظ شريعت شرايع الهيّه و ناصر نواميس نبويّه است. بنابراين اگر خطا از او سرزند و با شريعت مخالفت كند، چگونه حافظ شريعت خواهد بود. 2