144آدم، موسى، يونس و... نسبت داده شده از اين نوع گناهان است، نه از نوع اول. و هرگاه كسى به غير خدا توجه كند و با اشتغال به امور دنيا، لحظهاى از خدا غافل شود، اين نيز براى اهل حقيقت، نوعى گناه به شمار مى آيد و بايد از آن توبه كند. پيامبر اسلام(ص) و پيشوايان دين ما كه در دعاها به گناهان خود اقرار كرده و از خدا آمرزش و بخشش خواسته اند، گناهان آنان از اين نوع گناهان است، نه از نوع اول و دوم». 1
افزون بر آنچه گفته شد امور زير نيز مى تواند براى رفع ناسازگارى ظاهرى ميان عصمت و استغفار راهگشا باشد:
1. انسان معصوم وقتى به عظمت مطلق خداوند نظر مىكند و فقر ذاتى و نقصان وجودى خود را مىبيند، رفتارها و عبادات خويش را در مقايسه با حضرت حق، ناچيز و ناقص مىيابد و نتيجه اين سنجش آن است كه خود را گناهكار مىداند و از چنين اعمالى استغفار مىكند.
2. شايد بتوان گفت كه در برخى موارد، طلب آمرزش و استغفار آن بزرگواران جنبه تعليمى داشته است كه مى خواستند در ضمن دعا، مناجات و استغفار، مضامين و معارف دينى را آموزش دهند. 2
كوتاه سخن اينكه استغفار، هيچ ملازمتى با انجام دادن گناه ندارد كه بگوييم هر كسى استغفار مى كند لزوماً مرتكب گناه شده است.
استغفار، نوعى عبادت است و عبادت موجب بالا رفتن درجات معنوى انسان است.
استغفار، نشانگر خضوع و خشوع انسان در برابر عظمت پروردگار است.